مرد بد صدا
mardebadseda.ir

خداحافظ

بعضی وقتا بعضی آدما دلشونو میزنن به‌دریا و میرن تو دل همه خوبیا و بدی های زندگیشون...

ته ته ته ته تهش با یه خوشحالی هرچند سخت بیرون میان...

من!

من سه سال پیش همین روزا بود که دلمو به دریا زدم :)

به اقیانوس... شاید قعر اون آب هایی که حتی کشف نشدن!

الان، با یه تن زخمی، یه دل شکسته و یه بدن بی روح یه گوشه نشستم و دارم تلاطم های زندیگمو نگاه میکنم!

شاید اگر اون آدمی که بخاطرش اینجام، الان کنارم بود یه شکل دیگه ای از زندگی رو داشتم تجربه میکردم :)

تو این سه سال گذشته خیلی اتفاقا برام افتاد... اتفاقای خیلی بد :)

بابا! بابا رفت و تنهام گذاشت...

تنها کسی که میدونستم حتی اگه بهم نگاهم نکنه از ته ته ته ته ته وجودش دوستم داره و حواسش بهم هست... پشتمه، هر اتفاقی که بیفته :)

این روزاییکه الان داره میگذره، مثل ۲۵ اردیبهشت :) روزای قشنگی نیستن...

یه وقتایی قشنگ بودن،

قشنگ میشدن...

شروع یک رویای شیرین ولی فاجعه!

اون ...

اون !!! و اون :)

کاش آدمهایی مثل من رو این زمین زندگی نمیکردن :)

کاش و کاش و کاش و هزاران کاش دیگه :)

بابا ... دلم خیلی برات تنگ شده :)

خیلی زیاد :) خیلی خیلی زیاد...

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد...

امیدوارم که منو بخشیده باشی :))))

برای همه چی :)

خیلی دوستت دارم بابا.

خداحافظ

♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۵ ساعت 23:9 توسط mrVeZ:


Design By : mardebadseda